به نام خداوند جان و خرد      کز این برتر اندیشه برنگذرد

آنچه که در این تارنما قصد ارائه آن را داریم، برداشت ها، درک ها و تجربیات شخصیمان از مطالعه آثار شمس تبریزی و مولانا، این دو ابر مرد تاریخ عرفان ایران و بی شک جهان است که بزرگان عرفان تاریخ بشریت در مقابل آنها سر ارادت فرود آورده اند.عرفایی که با چشم باطن از درون یک ذره تا عمق کهکشانها را دیده اند و به کشف قوانین معنوی و مادی هستی، از انرژی هسته ای گرفته تا فیزیک کوانتوم، اصل عمل و بازتاب عمل (کارما)، قانون تکامل، جاذبه، هالوگرام ها، فراکتال ها، تسلسل زمان-مکان و غیره نائل شده اند.

اندر دل هر ذره تابان شده خورشیدی
در باطن هر قطره صد جوی روان ای جان

(غزل ۱۸۶۸ مولانا)

این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

(مثنوی معنوی مولانا)

ما عشق و معرفت و آگاهی را تنها گریز برای نجات بشریت از گرداب خصلتهای بد اخلاقی، جنگ، مقابله ادیان، ماتریالیسم (مادی گرایی)، نیهیلیسم (پوچی گرایی)، استرس و افسردگی، خشونت، تروریسم و دیگر امراضی که دنیای امروزی بدان مبتلا شده است می دانیم و به شما نشان خواهیم داد که چگونه عرفان و معنویت را می توان برای حل مشکلات امروزی به کار بست و اینکه ریشه تمامی مشکلات بشری در فساد اندیشه و تباهی معنویت است.

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید

تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود بر افروز

که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر

که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز

(غزل ۱۱۹۷ مولانا)

عرفان و شعر و موسیقی و هنر، ستون های سازنده فرهنگ این سرزمین است. ریشه درخت کهن پارسیان است که تمام دنیا را می توان زیر سایه آن نشاند و از میوه های آن همه را تغذیه کرد. فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، فرصتی بی نظیر در اختیار ما گذاشته اند تا به راحتی و با چند کلیک، به انبوهی از اطلاعات و معرفت ها دست پیدا کنیم و به پشتوانه گنجینه های این سرزمین (با داشتن زبان پارسی به عنوان کلید این گنجینه ها) به تعامل سازنده با دنیا بپردازیم. سخن، بزرگترین معجزه انسان است. با یک جمله می توان جان انسانی را نجات داد. هوش معنوی در همه ما به ودیعه گذاشته شده است، این بارقه الهی را در وجود خویش بیدار سازیم و دیگران را از این دریای بی پایان سیراب سازیم.

ای برادر تو همان اندیشه‌ای

ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای

گر گلست اندیشهٔ تو گلشنی

ور بود خاری تو هیمهٔ گلخنی

(مثنوی معنوی مولانا)

بیایید تا دست در دست یکدیگر، هم دل و هم زبان، پیام عشق و معرفت ناب ایران را به گوش اهالی دهکده جهانی برسانیم و منش مولانایی را در هم زیستی و صلح ادیان در پهنه هستی جاری سازیم و گوش به ندای آسمانی نی شمس تبریزی و مولانا فرا دهیم و در رقص سماع گونه یادگار شمس، گردش ذرات هستی به دور هسته و کرات آسمانی به دور خورشید را تقلید کنیم و آتشی از عشق در عود جان خویش زنیم و با سوزاندن ناخالصیها، دود عود خود را به مشام عرش و فرش نشینان رسانیم. با خواندن و عمل به آموزه های شمس تبریزی و مولانا و دیگر عرفا، زنگار از رخ آیینه خویش بزداییم تا روح الهی به ودیعه گذاشته در وجودمان، به درخشش آید.

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

(غزل شماره ۴ مولانا)

ترجمه ها و تفاسیری که از اشعار و جملات منتخب ارائه میشوند، همگی متعلق به نویسندگان آن ها است. لطفا در به اشتراک گذاری مطالب این تارنما، حق معنوی نویسندگان را در نظر بگیرید و حتما با ذکر منبع و نام نویسنده آنها را منتشر کنید. تمامی مطالب وب سایت از لحاظ حقوقی قابل پیگیری میباشد و شامل قانون حمایت از آثار مولفین است.

بدین وسیله از اساتیدی که در این حوزه تخصص دارند دعوت به عمل می آید تا با ارائه ترجمه ها و تفاسیر خود، ما را در این راه بی نهایت یاری رسانند.

 

ای عشق برادرانه پیش آ
بگذار سلام سرسری را

(غزل ۱۲۹ مولانا)

 

در مورد انتخاب نام سایت و اینکه چرا واژه رومی را برای نام سایت انتخاب کردیم باید خدمت شما دوستان عرض کنم که لقب رومی را مسلمانان به مولانا داده اند و دقیقا مشخص نیست چه کسی برای اولین بار این کار را کرده است اما غربی ها در بررسی آثار مولانا ابتدا با این نام آشنا شده اند و به همین نام مولانا در غرب شناخته می شود و ما هم به دلیل آنکه سایت دو زبانه است و مخاطبان انگلیسی زبان داریم، به منظور آشنایی قبلی آنها همین نام را انتخاب کردیم. کما اینکه خود وازه مولانا هم فارسی نیست و عربی است و نام به حساب نمی آید بلکه لقب مولانا است و ابتدا اسم عام بوده و به معنای “سرور ما” است و بعدا اسم خاص و متعلق به ایشان شده است و اسم اصلی ایشان جلال الدین محمد بلخی است. در هر صورت کسانی که تلاش می کنند تا ایشان را به هر کشور دیگری متعلق بدانند باید آگاه باشند که وطن مولانا در دل دوستداران حقیقی ایشان است کما اینکه فرموده اند: “من این جسم نیستم بلکه آن خوشی هستم که در باطن مریدان از کلام من سر می زند.” و مسلما خوش به حال کسانی که زبان فارسی بلد هستند و می توانند آثار ایشان را مطالعه کنند.