نوشته‌ها

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن وَلی که در خوابش نِمودند

/
  93 دَستْ بُگْشاد و کِنارانَش گرفت هَمچو عشقْ اَ…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۱ - حکایتِ بقّال و طوطی و روغن ریختنِ طوطی در دُکان

/
  248 بود بَقّالیّ و وِیْ را طوطی‌یی خوش ‌نَوایی، سَبز و گویا طوطی‌یی…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۲ - داستانِ آن پادشاهِ جُهود که نَصرانیان را می‌کُشت از بَهرِ تَعَصُّب

/
  325 بود شاهی در جُهودانْ ظُلْم‌ساز دُشمنِ عیسی و نَصْرانی گُداز 326 …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۳ - آموختنِ وزیرْ مَکرْ پادشاه را

/
  339 او وزیری داشت گَبْر و عِشْوه‌دِه کو بر آب از مَکْر بَربَستی گِرِه…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۵ - قَبول كردنِ نَصارا مَكْرِ وزیر را

/
  364 صد هزاران مَردِ تَرسا سویِ او اندک‌ اندک جمع …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۶ - مُتابِعَتِ نَصارا وزیر را

/
  372 دل بِدو دادند تَرسایانْ تمام خود چه باشد…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۷ - قِصِّۀ دیدنِ خَلیفه لیلی را

/
  410 گفت لیلی را خلیفه کان توی کَزْ تو مَجنون شُد پَریشان و…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۴ - تَلْبیسِ وَزیر با نَصارا

/
  349 پَس بگویم من به سِرْ نَصرانی‌اَم ای خدایِ رازدانْ می‌دانی‌اَم …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۸ - بَیانِ حَسَدِ وزیر

/
  440 آن وَزیرَک از حَسَد بودَش نِژاد تا به باطِل…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۱۹ - فَهْم کردنِ حاذِقانِ نَصارا مَکرِ وزیر را

/
  449 هرکِه صاحِب ذوق بود از گفتِ او لَذَّتی می‌دید …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۲۰ - پیغامِ شاهْ پنهانْ با وزیر

/
  458 در میانِ شاه و او پیغام‌ها شاه را پنهان بِدو آرام‌ها …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۲۱ - بیانِ دوازده سِبْط از نَصاری

/
  462 قوم عیسی را بُد اَنْدَر دار و گیر حاکِم…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۲۲ - تَخْلیطِ وزیر در اَحْكامِ اِنْجیل

/
  467 ساخت طوماری به نامِ هر یکی نَقْشِ هر طومارْ دیگر مَسْلَکی …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۲۴ - بیانِ خَسارتِ وزیر دَرین مَكْر

/
  525 هَمچو شَهْ نادان و غافِل بُد وَزیر پَنجه …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۲۶ - دَفعْ گفتنِ وزیرْ مُریدان را

/
  569 گفت هان ای سُخْرگانِ گفت و گو وَعْظ و گفت…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۲۷ - مُكَرَّر كردنِ مُریدانْ كه خَلْوَت را بِشْكَن

/
  582 جُمله گفتند ای حکیمِ رَخْنه ‌جو این فَریب و این…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۲۸ - جواب گفتنِ وزیر كه خَلْوَت را نمی‌شِكَنَم

/
  595 گفت حُجَّت‌هایِ خود کوتَهْ کُنید پَند را در جان …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۲۹ - اِعْتِراضِ مُریدانْ در خَلْوَتِ وزیر

/
  599 جُمله گفتند ای وزیر اِنْکار نیست گفتِ ما چون گف…

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۳۲ - کشتنِ وزیر خویشتن را در خَلْوَت

/
  666 بَعد ازان چِلْ روزِ دیگر دَر بِبَست خویش …

مثنوی مولانا - دفتر اوّل - بخش ۳۴ - مُنازِعَتِ اُمَرا در ولیعهدی

/
    701 یک امیری زان امیران پیش رفت پیشِ…